ايجاد نخستين تعريف منظم از كلام مسيحي مورد استفاده قرار داد. او نخستين كتاب مقدس چندزباني را ويرايش كرد كه به
هگزاپلا موسوم است. او در 248 ردي بر بتپرستي را بر ضد كلسوس نوشت.
كلام يهودي نيز گسترش مييافت. ابااريخا (((رَب))) مدرسهٴ سورا را بنيان نهاد و مارشموئيل مدرسهٴ نهاذره را، كه دو مركز معنوي مهم اسرائيل شد و بابل را از قيد رهبري فلسطين رهايي بخشيد. تلمود بابلي حاوي شواهد زيادي دربارهٴ فعاليت اين دو شخص است.
3. فلسفهٴ هلنيستي و چيني.
ديوگنس لائرتيوس نخستين تاريخ همهٴ مكتبهاي فلسفي يونان را نوشت. اسكندر آفروديسي، كه زماني در اثناي 198 تا 211 رياست لوكئوم را داشت، بزرگترين شارح ارسطو، و ((شارح اعظم)) بود. او سعي بسيار كرد تا آيين مشايي را از شوائب رواقي و نوافلاطوني مصون دارد. تأثير او بر فلسفهٴ قرون وسطايي از مجاري سرياني و عربي شايد چشمگيرتر از آنچه به نظر ميرسد باشد. فيلوستراتوس شرح حال آپولونيوس تيانايي (پيش از 217) و شرح حال سوفسطاييان را نوشت. آمونيوس، معلم فلوطين، را اغلب مؤسس نوافلاطونيگري ميدانند. رد بدعتهاي مسيحي توسط هيپولوتوس تدوين شد كه حاوي فلسفهٴ يونان به عنوان مقدمه است و مآخذ با ارزشي است براي مطالعهٴ جادو و خرافات قديم.
ليوشائو معيار پرهيزگاري فرزند و رسالهاي در انسانشناسي را نوشت.
4. رياضيات چيني و هلنيستي. سون تسه از زماني نامعلوم، و احتمالاً از آغاز سدهٴ سوم، رسالهاي در حساب نوشت كه حاوي حل معادلات سيّالهٴ درجه اول بود.
هرون اسكندراني ممكن است در اين ايام برآمده باشد. حلقههاي گل سكستوس يوليوس آفريكانوس مورخ از رياضيات رومي در اين زمان تصويري به دست ميدهد. آثار قانوندانان رومي نيز داراي برخي فوايد رياضي است كه جالبترين مورد آن قديمترين اشارهٴ اولپيان به مدت احتمالي عمر است.
5. نجوم هلنيستي، رومي، چيني و يهودي. آخيلس تاتيوس شرحي بر پديدههاي آراتوس نوشت. گاهنامهٴ سكستوس پوليوس آفريكانوس حاوي اطلاعاتي راجع به تقويم است.
كنسورينوس رومي در سال 238 رسالهٴ تنجيمي مهمي نوشت.
لوچي، كه پيش از 220 درگذشت، يك نقشهٴ سماوي درست كرد.
مارشموئيل تقويم يهودي را اصلاح كرد.
5 مكرر. فيزيك و فنآوري هلنيستي و چيني. نوعي تلگراف بصري، در حلقههاي سكستوس يوليوس آفريكانوس توصيف شده است.
سون تسه چگالي اجسام مختلف را تعيين كرد (؟).
6 . تاريخ طبيعي هلنيستي و رومي. آيليان رسالهاي در طبيعت جانوران نوشت كه با همان